سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
47
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
ومقطع الكلام در اين مقام آن است كه : حضرت أمير ( عليه السلام ) نيز در اين قصه حاضر بود - به اجماع أهل سير از طرفين - وأصلا انكار أو بر عمر يا ديگر حاضران آن مجلس كه ممانعت از كتابت كرده بودند ، نه در حياتشان ونه بعد از وفاتشان - كه زمان خلافت حضرت أمير ( عليه السلام ) بود - به روايت شيعه وسنى منقول نشده ، پس اگر عمر در اين كار خطادار است حضرت أمير نيز مجوّز كار أو است ، وغير از ابن عباس - كه در آن زمان صغير السن بود - هرگز بر اين قصه افسوس وتحسّر از كسى منقول نشده ، اگر فوت امر مهمى در اين ماجرا رو مىداد كُبَراى صحابه ولا أقل حضرت أمير خود آن را مذكور مىفرمود وحسرت مىخورد ، وشكايت اين ممانعت بر زبان مىآورد . اگر در اينجا كسى را به طريق شبهه به خاطر رسد كه : اگر مهمى از مهمات دين منظور نظر پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم در اين ‹ 365 › نوشتن نبود پس چرا فرمود كه : « لن تضلّوا بعدي » ; زيرا كه اين لفظ صريح دلالت مىكند كه به سبب نوشتن اين كتاب شما را گمراهى نخواهد شد ، ومعناى گمراهى همين است كه در دين خللى افتد . جواب اين شبهه آن است كه لفظ ( ضلالت ) در لغت عرب چنانچه به معناى گمراهى در دين مىآيد به معناى سوء تدبير در مقدمات دنيوي نيز بسيار مستعمل مىشود ، مثالش از كلام الهى قول برادران حضرت يوسف ( عليه السلام ) است در حق حضرت يعقوب ( عليه السلام ) كه در سوره يوسف مذكور است : ( إِذْ قالُوا